۱۴:۱۷
نیمه عمرها

دیوید میچل

روفوس سیکس¬اسمیت روی ایوان خم می¬شود و شتاب بدنش را هنگام برخورد با پیاده¬رو محاسبه می¬کند و باقی دردسرهایش را به دست فراموشی می¬سپرد. تلفنی در اتاق تاریک زنگ می¬خورد. سیکس¬اسمیت جرات جواب دادن آن را ندارد. موسیقیِ دیسکو از آپارتمان مجاور که یک میهمانی در آن به راه است بوم بوم می¬کند و سیکس¬اسمیت احساس می¬کند از شصت و شش سال پیرتر است. مه¬دود همه¬ی ستاره¬ها جز ستاره¬ی شمال و جنوب در خط ساحلی را پوشانده، میلیاردها نور بونس یربس در جوش و غلیان است. غرب، شرقِ ابدی اقیانوس آرام، قاره¬ی برهنه شده، بی¬باک، مهلک، پاس داشته و دیوانه¬وار تشنه¬ی آمریکایی ما.

نظر کاربران