خواب دیدم در یک چینی¬فروشی ایستاده¬ام که از کف تا سقفش، پر بود از چینی¬های عتیقه. طوری که کوچکترین حرکتی منجر به افتادن و خرد شدن تعداد زیادی از آنان می¬شد. و این دقیقا همان اتفاقی بود که افتاد، اما به جای صدای شکستن، یک آکورد باشکوه بلند شد، نیمی ویولون سل و نیمی دیگر صدایی آسمانی، رِ ماژور (؟) و برای چهار ضرب ادامه داشت. بعد ناغافل با دستم یک گلدان سلسله¬ی مینگ را از پایه¬اش به زمین انداختم- می بِمُل، تمام سازهای زهی، مجلل و متعالی، جوری که اشک ملائکه را هم در می¬آورد. این بار تعمدا پیکره¬ی سفالین یک گاو نر را برای نت بعدی شکستم، بعد یک دختر شیردوش را و بعد از آن پسرکی کارگر- انفجاری مهیب فضا را انباشت و هارمونی¬های الهی سرم را. آه، چه موسیقی¬ای! زیر چشمی پدرم را می¬دیدم که ارزش اقلام شکسته شده را برآورد می¬کرد، خونش به جوش آمده بود، اما باید موسیقی¬ام را ادامه می¬دادم. می¬دانستم که اگر
دیوید میچل
خواب دیدم در یک چینی¬فروشی ایستاده¬ام که از کف تا سقفش، پر بود از چینی¬های عتیقه. طوری که کوچکترین حرکتی منجر به افتادن و خرد شدن تعداد زیادی از آنان می¬شد. و این دقیقا همان اتفاقی بود که افتاد، اما به جای صدای شکستن، یک آکورد باشکوه بلند شد، نیمی ویولون سل و نیمی دیگر صدایی آسمانی، رِ ماژور (؟) و برای چهار ضرب ادامه داشت. بعد ناغافل با دستم یک گلدان سلسله¬ی مینگ را از پایه¬اش به زمین انداختم- می بِمُل، تمام سازهای زهی، مجلل و متعالی، جوری که اشک ملائکه را هم در می¬آورد. این بار تعمدا پیکره¬ی سفالین یک گاو نر را برای نت بعدی شکستم، بعد یک دختر شیردوش را و بعد از آن پسرکی کارگر- انفجاری مهیب فضا را انباشت و هارمونی¬های الهی سرم را. آه، چه موسیقی¬ای! زیر چشمی پدرم را می¬دیدم که ارزش اقلام شکسته شده را برآورد می¬کرد، خونش به جوش آمده بود، اما باید موسیقی¬ام را ادامه می¬دادم. می¬دانستم که اگر