استعارهپردازی یکی از استراتژیهای متداول در فهم و تئوریزه کردن پدیدههاست که علی¬رغم رواج بهره¬گیری از این شیوه، در باب روششناسی آن پژوهشهای اندکی انجام شده است. این موضوع در کنار ماهیت خلاقانه و پیچیدۀ استعاره موجب آن شده است که برخی بر این باور باشند که نمیتوان چارچوبی روشمند برای استعاره¬پردازی ارائه کرد. این مقاله با واکاوی پژوهشهای انجام شده در حوزه استعاره و استعاره¬پژوهی تلاش میکند چارچوبی روشمند و گام به گام را برای انجام پژوهشهای استعارهای در حوزۀ سازمان و مدیریت ارائه کند.
حسن دانایی فرد و مرتضی جوانعلی آذر
استعارهپردازی یکی از استراتژیهای متداول در فهم و تئوریزه کردن پدیدههاست که علی¬رغم رواج بهره¬گیری از این شیوه، در باب روششناسی آن پژوهشهای اندکی انجام شده است. این موضوع در کنار ماهیت خلاقانه و پیچیدۀ استعاره موجب آن شده است که برخی بر این باور باشند که نمیتوان چارچوبی روشمند برای استعاره¬پردازی ارائه کرد. این مقاله با واکاوی پژوهشهای انجام شده در حوزه استعاره و استعاره¬پژوهی تلاش میکند چارچوبی روشمند و گام به گام را برای انجام پژوهشهای استعارهای در حوزۀ سازمان و مدیریت ارائه کند.