«ایرانِ» مدرن با ریشههایی در صفویّه و از اواسط افشاریّه و خاصّه آغاز زندیّه، با گرفتن کامل جای نام «پارسه» معنادار شد و احتمالاً تألیف و ترجمهٔ شاهنامه به زبان «گورانی» (زبان نوشتاری و رسمیِ کرد و لک و لر) توسط الماسخان کندولهای از افسران ارتش نادر که بعدها روح کلّیِ نگاه اساطیری زندیّه به «ایران» را شکل داد مرحلهٔ نخست اولویّت یافتنِ کامل کلمهٔ ایران بر پارسه بود. در دوران پهلوی که ایدهٔ دولت-ملّت مدرن قوام گرفت؛ با آشنایی با تاریخ به روایت یونانی-رومی، ایران معنایی تاریخیتر و غیراسطورهایتر نسبت به مثلاً زندیّه گرفت، امّا همچنان شاهنامه در مقام اثری که کوشیده است روح فرهنگی ایران را «احیا» کند اساس نگاهِ ملّیگرا قرار گرفت.
علی نجاتغلامی
«ایرانِ» مدرن با ریشههایی در صفویّه و از اواسط افشاریّه و خاصّه آغاز زندیّه، با گرفتن کامل جای نام «پارسه» معنادار شد و احتمالاً تألیف و ترجمهٔ شاهنامه به زبان «گورانی» (زبان نوشتاری و رسمیِ کرد و لک و لر) توسط الماسخان کندولهای از افسران ارتش نادر که بعدها روح کلّیِ نگاه اساطیری زندیّه به «ایران» را شکل داد مرحلهٔ نخست اولویّت یافتنِ کامل کلمهٔ ایران بر پارسه بود. در دوران پهلوی که ایدهٔ دولت-ملّت مدرن قوام گرفت؛ با آشنایی با تاریخ به روایت یونانی-رومی، ایران معنایی تاریخیتر و غیراسطورهایتر نسبت به مثلاً زندیّه گرفت، امّا همچنان شاهنامه در مقام اثری که کوشیده است روح فرهنگی ایران را «احیا» کند اساس نگاهِ ملّیگرا قرار گرفت.