طباطبایی زحمت کاوشگر ویرانیهایش را هم کم میکند و در سیاهی شب، چراغ پرسویش را بر روی تکتک آجرهای کج دانشگاه میاندازد و بیملاحظۀ دلشکستگان، اسناد کمسوادی و کجراهی اساتیدش را با دلایل کافی میگوید ومی نویسد. یکی از توهینهای معمول طباطبایی که مدام بر فرق سر استادنماها میکوبد «بیسوادی» است. صفتی که صدای اعتراض و گاه نالهٔ کسانی را بلند میکند؛ چراکه ما خیلی آسان در دام همهچیزدانی میافتیم و هیچ پرسشی را برنمیتابیم. ما در دام مکانیسمهای دفاعی بیشفعال شدهای میافتیم که لحظهای مکث در دفاع از دانایی خود را برابر با مرگ و نیستی تفسیر میکند.
رابعه موحد
طباطبایی زحمت کاوشگر ویرانیهایش را هم کم میکند و در سیاهی شب، چراغ پرسویش را بر روی تکتک آجرهای کج دانشگاه میاندازد و بیملاحظۀ دلشکستگان، اسناد کمسوادی و کجراهی اساتیدش را با دلایل کافی میگوید ومی نویسد. یکی از توهینهای معمول طباطبایی که مدام بر فرق سر استادنماها میکوبد «بیسوادی» است. صفتی که صدای اعتراض و گاه نالهٔ کسانی را بلند میکند؛ چراکه ما خیلی آسان در دام همهچیزدانی میافتیم و هیچ پرسشی را برنمیتابیم. ما در دام مکانیسمهای دفاعی بیشفعال شدهای میافتیم که لحظهای مکث در دفاع از دانایی خود را برابر با مرگ و نیستی تفسیر میکند.