کسی چون طباطبایی بیش از آنکه دلی در گرو جریان روشنفکری ظهوریافته در دههٔ چهل و ما بعد آن داشته باشد، سری در رهن کسانی چون منصور عدل و فروغی و امثالُهم داشته است و با کشیدن ریسمانی فکری، تلاشی در راستای عبور از شکافی میان آن اندیشمندان و اکنون میکند و قصد ایجاد «پیوست»ی را دارد که پیش از این دچار «گسست» شده بود. او قبل از توسّل به قلم، هنرِ دشوار اندیشیدن را آموخته بود. بدین معنا که با عطف نظر به دستگاههای مفهومی، سعی در طرح پرسش داشت و قصد کرده بود تا نقش «لغزشگاه»ها در سیر اندیشهٔ روشنفکری را برجسته سازد. بدینسان، او به جدالی نظری با روشنفکری ادبی-ایدئولوژیک میپردازد و جابهجا؛ به مناسبتهای مختلف به دو نماد مشهور آن یعنی جلال آلاحمد و علی شریعتی اشاره میکند. اشارهای اغلب از آن رو که بساط آن کلیشهها و انگارهها را برچیند و بهجای آن با تأکید بر مفهوماندیشی، سرآغاز تحقیق و پژوهش
محمدامین مرئی
کسی چون طباطبایی بیش از آنکه دلی در گرو جریان روشنفکری ظهوریافته در دههٔ چهل و ما بعد آن داشته باشد، سری در رهن کسانی چون منصور عدل و فروغی و امثالُهم داشته است و با کشیدن ریسمانی فکری، تلاشی در راستای عبور از شکافی میان آن اندیشمندان و اکنون میکند و قصد ایجاد «پیوست»ی را دارد که پیش از این دچار «گسست» شده بود. او قبل از توسّل به قلم، هنرِ دشوار اندیشیدن را آموخته بود. بدین معنا که با عطف نظر به دستگاههای مفهومی، سعی در طرح پرسش داشت و قصد کرده بود تا نقش «لغزشگاه»ها در سیر اندیشهٔ روشنفکری را برجسته سازد. بدینسان، او به جدالی نظری با روشنفکری ادبی-ایدئولوژیک میپردازد و جابهجا؛ به مناسبتهای مختلف به دو نماد مشهور آن یعنی جلال آلاحمد و علی شریعتی اشاره میکند. اشارهای اغلب از آن رو که بساط آن کلیشهها و انگارهها را برچیند و بهجای آن با تأکید بر مفهوماندیشی، سرآغاز تحقیق و پژوهش