اين خانمه كه بود آقايدي؟ بيچاره چه قدر ترسيد. لابد فكر كرد من سيمرغم و اومدم بخورمش! من توي اتاق كه اومدم، يادم رفت بگم «يا الله!» يادم رفت در بزنم. هميشه همين جوري ميشه. پيش از آن كه وارد خانه مردم بشم با خودم عهد ميكنم كه حتماً بايد يادم باشه در بزنم. حتماً بايد يادم باشه «ياالله» بگم، بعد منتظر بمونم كه به من بگن «بفرماييد تو» بگن «خوش اومديد» بگن «بهبه! چه عجب از اين طرفا»! اما ميبيني كه هيچكس از ديدنم خوشش نميياد، چه برسد به اين كه بگه «بهبه! خوش اومدي!» بد دور و زمونهاي شده آقا يدي!...
محمد عزیزی
اين خانمه كه بود آقايدي؟ بيچاره چه قدر ترسيد. لابد فكر كرد من سيمرغم و اومدم بخورمش! من توي اتاق كه اومدم، يادم رفت بگم «يا الله!» يادم رفت در بزنم. هميشه همين جوري ميشه. پيش از آن كه وارد خانه مردم بشم با خودم عهد ميكنم كه حتماً بايد يادم باشه در بزنم. حتماً بايد يادم باشه «ياالله» بگم، بعد منتظر بمونم كه به من بگن «بفرماييد تو» بگن «خوش اومديد» بگن «بهبه! چه عجب از اين طرفا»! اما ميبيني كه هيچكس از ديدنم خوشش نميياد، چه برسد به اين كه بگه «بهبه! خوش اومدي!» بد دور و زمونهاي شده آقا يدي!...