«خطبه»، کلامي است که سخنران به شنوندگان القاء کند، عمل القاء «خطبه» را خطابه گويند که از رسوم قديم عرب در جاهليت بوده، به نحوي که خطيب يا خطبهخوان در ميان ايشان ميايستاده و مسائل و امور مهم را مطرح ميکرده است. چون مخاطبان يا شنوندگان غالباً بيسواد بوده و چندان کتابتي نداشتهاند، خطبهها را حفظ ميکردند. رسم خطبهخواني را شارع اسلام نيکو شمرد، و آن را همراه با رعايت سنن و آداب همچون بالا رفتن از منبر و ابتداء به حمد و صلات و جز اينها تصويب کرد، و حتي در بعض مواقع و مواسم همچون نماز جمعه و عيدين واجب دانست. گويند که اتکاء خطيبان بر عصايا شمشير يا کمان رسمي بازمانده از آيين قاضيان عرب عصر جاهليت باشد، که از لوازم ايشان بوده است. ليکن ربط ميان منبر خطيب اسلامي و مسند قاضي جاهلي صحيح به نظر نميرسد، زيرا مسلم است که پيامبر (ص) خود ايستاده در ميان مردم خطبه ميکرد، تا آنكه به اشارة بعض اصح
پرويز سپيتمان (اذکائي)
«خطبه»، کلامي است که سخنران به شنوندگان القاء کند، عمل القاء «خطبه» را خطابه گويند که از رسوم قديم عرب در جاهليت بوده، به نحوي که خطيب يا خطبهخوان در ميان ايشان ميايستاده و مسائل و امور مهم را مطرح ميکرده است. چون مخاطبان يا شنوندگان غالباً بيسواد بوده و چندان کتابتي نداشتهاند، خطبهها را حفظ ميکردند. رسم خطبهخواني را شارع اسلام نيکو شمرد، و آن را همراه با رعايت سنن و آداب همچون بالا رفتن از منبر و ابتداء به حمد و صلات و جز اينها تصويب کرد، و حتي در بعض مواقع و مواسم همچون نماز جمعه و عيدين واجب دانست. گويند که اتکاء خطيبان بر عصايا شمشير يا کمان رسمي بازمانده از آيين قاضيان عرب عصر جاهليت باشد، که از لوازم ايشان بوده است. ليکن ربط ميان منبر خطيب اسلامي و مسند قاضي جاهلي صحيح به نظر نميرسد، زيرا مسلم است که پيامبر (ص) خود ايستاده در ميان مردم خطبه ميکرد، تا آنكه به اشارة بعض اصح