عموم محققان غربي و برخي عالمان مسلمان در دوران معاصر بر اين عقيدهاند که محدثان مسلمان در دورههاي متقدّم براي اثبات وثاقت احاديث نبوي، عمدۀ همت خويش را معطوف به بررسي سندها کردهاند و در نتيجه، از نقد محتوايي احاديث که يکي از مؤلفههاي اساسي در تحقيقات تاريخي دوران مدرن است، بهکل غافل ماندهاند. نگارنده در مقالۀ حاضر، نشان داده ميدهد که برخلاف اين تلقي عمومي، محدثان نقّاد در دوران متقدّم روش نقد محتوايي را ميشناخته و در موارد معدودي نيز بهکار بستهاند؛ همچنانکه روش نقّادي محدثان متأخر در کتابهاي موضوعات عمدتاً بر نقد محتوايي استوار بوده است. نگارنده ميکوشد با تحليل فضاي فکري حاکم بر دوران متقدّم و نزاعهاي ميان اهلحديث و عقلگرايان مسلمان، پاسخي مناسب براي اين پرسش فراهم آورد که چرا روش نقادي محدثان متقدّم غالباً صبغۀ سندي داشته و نقد محتوايي به حاشيه رانده شده است. همچنين از اين
رسول جعفریان
عموم محققان غربي و برخي عالمان مسلمان در دوران معاصر بر اين عقيدهاند که محدثان مسلمان در دورههاي متقدّم براي اثبات وثاقت احاديث نبوي، عمدۀ همت خويش را معطوف به بررسي سندها کردهاند و در نتيجه، از نقد محتوايي احاديث که يکي از مؤلفههاي اساسي در تحقيقات تاريخي دوران مدرن است، بهکل غافل ماندهاند. نگارنده در مقالۀ حاضر، نشان داده ميدهد که برخلاف اين تلقي عمومي، محدثان نقّاد در دوران متقدّم روش نقد محتوايي را ميشناخته و در موارد معدودي نيز بهکار بستهاند؛ همچنانکه روش نقّادي محدثان متأخر در کتابهاي موضوعات عمدتاً بر نقد محتوايي استوار بوده است. نگارنده ميکوشد با تحليل فضاي فکري حاکم بر دوران متقدّم و نزاعهاي ميان اهلحديث و عقلگرايان مسلمان، پاسخي مناسب براي اين پرسش فراهم آورد که چرا روش نقادي محدثان متقدّم غالباً صبغۀ سندي داشته و نقد محتوايي به حاشيه رانده شده است. همچنين از اين