متفکران مدرن به جای بازگشت به طبیعت در معنای کلاسیکِ کلمه، به تاریخ رو کردند. در تاریخ به واقعیت ها دست مییابید، طبیعت ها را مطالعه نمیکنید. واقعیت این است که امور چگونه به این صورت درآمدهاند و طبیعت این است که امور چگونه باید باشند. افلاطون و ارسطو بر این باور بودند که واقعیتها میآیند و میروند، امّا طبیعت باقی میماند. طبیعت چیزی است که باید مطالعهاش کنیم. ماکیاوللی نخستین کسی بود که با اندیشۀ ناظر بر حقیقتِ مؤثر، واقعیت را بر صدر نشاند. واقعیت چیزی است که نمیتوان در آن مناقشه کرد. باید با واقعیتها کنار بیایید، آنها با شما کنار نمی آیند. واقعیتها نیازی به سخنگو ندارند. امّا این نکته در باب طبیعت صادق نیست. تفاوت طبیعت و واقعیت در این است که طبیعتِ یک چیز را نمیتوان به سادگی دریافت. طبیعتِ چیزها محل مناقشهاند. به طور مثال واقعیت این است که شما در نبردی شکست خوردهاید، امّا این
زانیار ابراهیمی
متفکران مدرن به جای بازگشت به طبیعت در معنای کلاسیکِ کلمه، به تاریخ رو کردند. در تاریخ به واقعیت ها دست مییابید، طبیعت ها را مطالعه نمیکنید. واقعیت این است که امور چگونه به این صورت درآمدهاند و طبیعت این است که امور چگونه باید باشند. افلاطون و ارسطو بر این باور بودند که واقعیتها میآیند و میروند، امّا طبیعت باقی میماند. طبیعت چیزی است که باید مطالعهاش کنیم. ماکیاوللی نخستین کسی بود که با اندیشۀ ناظر بر حقیقتِ مؤثر، واقعیت را بر صدر نشاند. واقعیت چیزی است که نمیتوان در آن مناقشه کرد. باید با واقعیتها کنار بیایید، آنها با شما کنار نمی آیند. واقعیتها نیازی به سخنگو ندارند. امّا این نکته در باب طبیعت صادق نیست. تفاوت طبیعت و واقعیت در این است که طبیعتِ یک چیز را نمیتوان به سادگی دریافت. طبیعتِ چیزها محل مناقشهاند. به طور مثال واقعیت این است که شما در نبردی شکست خوردهاید، امّا این