تامس هابز (1679-1588) اندیشههای ماکیاوللی را صورت بندی کرد. هابز اندیشههای ماکیاوللی را خصلتی جهان شمول، دقیق و علمی بخشید و دلمشغولی او در باب شخصیتهای بزرگ و بنیان گذاری نظامهای سیاسی را کنار گذاشت. در اندیشۀ هابز، شور و هیجان تفکر مدرن برای نظریه پردازی رنگ حقیقت به خود گرفت و جایگاهی بلند یافت. باستانیان میکوشیدند امور را از همۀ زوایا بنگرند و به همۀ عقیدهها توجه کنند. هر کس به مطالعۀ آثار آنان بپردازد، در ربط و مناسبتِ این آثار به مسائل معاصر تردید خواهد کرد، امّا بیتردید مطالعۀ آثار باستانیان آموزنده خواهد بود، مگر آن که یکسره درگیر و دلمشغول مسائل روز باشیم. تفاوتِ انسانهای مدرن با باستانیان این است که نظریه پردازی میکنند؛ آنان طرح و برنامه ای در سر دارند و می خواهند تغییری ایجاد کنند یا به اصلاح امور دست زنند. انسانهای مدرن ترجیح میدهند حق با آنان و نظریههاشان باشد تا
زانیار ابراهیمی
تامس هابز (1679-1588) اندیشههای ماکیاوللی را صورت بندی کرد. هابز اندیشههای ماکیاوللی را خصلتی جهان شمول، دقیق و علمی بخشید و دلمشغولی او در باب شخصیتهای بزرگ و بنیان گذاری نظامهای سیاسی را کنار گذاشت. در اندیشۀ هابز، شور و هیجان تفکر مدرن برای نظریه پردازی رنگ حقیقت به خود گرفت و جایگاهی بلند یافت. باستانیان میکوشیدند امور را از همۀ زوایا بنگرند و به همۀ عقیدهها توجه کنند. هر کس به مطالعۀ آثار آنان بپردازد، در ربط و مناسبتِ این آثار به مسائل معاصر تردید خواهد کرد، امّا بیتردید مطالعۀ آثار باستانیان آموزنده خواهد بود، مگر آن که یکسره درگیر و دلمشغول مسائل روز باشیم. تفاوتِ انسانهای مدرن با باستانیان این است که نظریه پردازی میکنند؛ آنان طرح و برنامه ای در سر دارند و می خواهند تغییری ایجاد کنند یا به اصلاح امور دست زنند. انسانهای مدرن ترجیح میدهند حق با آنان و نظریههاشان باشد تا