لویت در پیشگفتار کتاب از هگل تا نیچه اظهار میکند که نمیخواهد " تاریخ روح ( Geistesgeschichte ) به معنای معمولِ کلمه بنویسد "، زیرا اصولِ تاریخ روح، " اصولی که از متافیزیکِ روحِ هگل تکامل مییابد، اکنون چنان ضعیف و نحیف شده که به امری پیشپاافتاده بدل گشته است ". در عوض، لویت میکوشید " عصری را حیات ببخشد که از هگل آغاز و به نیچه ختم شد، و تاریخ فلسفیِ قرن نوزدهم را در افقِ زمان حاضر ’بازنویسی’ کند ". با این همه، لویت در تقابلی جدی با فعالیتهای " بازنویسانۀ " بسیاری از معاصرانش، بر این نکته تأکید میکند که " بازنویسیِ تاریخ بدین معنی نیست که به طرزی ساختگی آنچه را یک بار برای همیشه اتفاق افتاده است، قدرتی بی چون و چرا برخوردار سازیم، یا به بهای از کف دادنِ حقیقت بر نیروی حیات بیافزاییم، بلکه بدان معنی است که عدالت را در باب واقعیتِ حیاتیِ تاریخ رعایت کنیم، درخت را تنها با میوه
زانیار ابراهیمی
لویت در پیشگفتار کتاب از هگل تا نیچه اظهار میکند که نمیخواهد " تاریخ روح ( Geistesgeschichte ) به معنای معمولِ کلمه بنویسد "، زیرا اصولِ تاریخ روح، " اصولی که از متافیزیکِ روحِ هگل تکامل مییابد، اکنون چنان ضعیف و نحیف شده که به امری پیشپاافتاده بدل گشته است ". در عوض، لویت میکوشید " عصری را حیات ببخشد که از هگل آغاز و به نیچه ختم شد، و تاریخ فلسفیِ قرن نوزدهم را در افقِ زمان حاضر ’بازنویسی’ کند ". با این همه، لویت در تقابلی جدی با فعالیتهای " بازنویسانۀ " بسیاری از معاصرانش، بر این نکته تأکید میکند که " بازنویسیِ تاریخ بدین معنی نیست که به طرزی ساختگی آنچه را یک بار برای همیشه اتفاق افتاده است، قدرتی بی چون و چرا برخوردار سازیم، یا به بهای از کف دادنِ حقیقت بر نیروی حیات بیافزاییم، بلکه بدان معنی است که عدالت را در باب واقعیتِ حیاتیِ تاریخ رعایت کنیم، درخت را تنها با میوه