دیدگاه لویت در باب خاستگاهها و روند تکوین اندیشۀ معاصر، بر این باور استوار است که سنّت متافیزیکِ غرب در فلسفۀ هگل به کمالِ حقیقی دست یافته است. لویت اظهار میکند که " سرنوشت فلسفۀ ناب با هگل رقم خورد ". پس از هگل فلسفه نمیتوانست در هیئت مفاهیم نابِ روحانی باقی بماند، بل یکسره شکل " مردمشناسیِ فلسفی و تاریخی " به خود گرفت، یعنی تنها به بررسی " اینجا و اکنونِ زندگی واقعیِ انسان " پرداخت. بدینرو مرگ هگل سرآغاز " تاریخ ’ فکریِ ’ حقیقیِ ماست، زیرا از این پس نقطۀ عزیمت مشترکِ بیشتر متفکرانِ پساهگلی و بویژه هگلیهای ’ جوان ’ یا ’ چپ ’ مفاهیمی چون ’ آگاهیِ ’ ناب یا ’ خرد ’ ناب یا ’ روح ’ مطلق نیست؛ برعکس، آنان از انسان به معنای دقیق کلمه، در هستی عریانِ خویش ، عزیمت میکنند".
زانیار ابراهیمی
دیدگاه لویت در باب خاستگاهها و روند تکوین اندیشۀ معاصر، بر این باور استوار است که سنّت متافیزیکِ غرب در فلسفۀ هگل به کمالِ حقیقی دست یافته است. لویت اظهار میکند که " سرنوشت فلسفۀ ناب با هگل رقم خورد ". پس از هگل فلسفه نمیتوانست در هیئت مفاهیم نابِ روحانی باقی بماند، بل یکسره شکل " مردمشناسیِ فلسفی و تاریخی " به خود گرفت، یعنی تنها به بررسی " اینجا و اکنونِ زندگی واقعیِ انسان " پرداخت. بدینرو مرگ هگل سرآغاز " تاریخ ’ فکریِ ’ حقیقیِ ماست، زیرا از این پس نقطۀ عزیمت مشترکِ بیشتر متفکرانِ پساهگلی و بویژه هگلیهای ’ جوان ’ یا ’ چپ ’ مفاهیمی چون ’ آگاهیِ ’ ناب یا ’ خرد ’ ناب یا ’ روح ’ مطلق نیست؛ برعکس، آنان از انسان به معنای دقیق کلمه، در هستی عریانِ خویش ، عزیمت میکنند".