فاصله گرفتن و از بیرون نگاه کردن، توانایی اندیشیدن ایجاد می¬کند. این توانایی در اثر فاصله گرفتن و فهم تفاوت¬ها از جریان زمان می¬باشد. در اثر فاصله گرفتن و از خود بیرون آمدگی فردی، جمعی و تمدنی است که انسان می¬تواند شیوه¬های سلوک خود را بشناسد، بر آنها نام¬نِهی کند، آنها را نقد کند و برای مقاصد گوناگون به کار گیرد. (skinner,2002: 101) نامگذاری جزئی از سنت تاریخ نویسی است. (کالینگود،1385، 273) برای درک اینکه حافظ در دستگاه اندیشگانی خود چه نامی بر تاریخ گذاشت و چگونه سعی کرد محیط پیرامون خود را بشناسد، تعریف کند و به نقد بکشد، ناگزیریم جریان متافیزیکی و جریان¬های اندیشه¬گانی کلی و سیاسی¬ای را که در ایران وجود دارد، بررسی کنیم. در فصل پیشین به تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی ایران تا زمان حافظ پرداختیم. آمد و شد سلسله¬ها و روابط قبیله¬ای و استبدادی که چندان نزدیکی¬ای با کاست طبقه¬ای به لحاظ ا
فاطمه ذوالفقاریان
فاصله گرفتن و از بیرون نگاه کردن، توانایی اندیشیدن ایجاد می¬کند. این توانایی در اثر فاصله گرفتن و فهم تفاوت¬ها از جریان زمان می¬باشد. در اثر فاصله گرفتن و از خود بیرون آمدگی فردی، جمعی و تمدنی است که انسان می¬تواند شیوه¬های سلوک خود را بشناسد، بر آنها نام¬نِهی کند، آنها را نقد کند و برای مقاصد گوناگون به کار گیرد. (skinner,2002: 101) نامگذاری جزئی از سنت تاریخ نویسی است. (کالینگود،1385، 273) برای درک اینکه حافظ در دستگاه اندیشگانی خود چه نامی بر تاریخ گذاشت و چگونه سعی کرد محیط پیرامون خود را بشناسد، تعریف کند و به نقد بکشد، ناگزیریم جریان متافیزیکی و جریان¬های اندیشه¬گانی کلی و سیاسی¬ای را که در ایران وجود دارد، بررسی کنیم. در فصل پیشین به تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی ایران تا زمان حافظ پرداختیم. آمد و شد سلسله¬ها و روابط قبیله¬ای و استبدادی که چندان نزدیکی¬ای با کاست طبقه¬ای به لحاظ ا