در میان شعرای قدیم پارسیگو که به لقب « حکیم» ملقب بوده اند هیچ یک مانند حکیم ناصر خسرو قبادیانی سزاوار این لقب نیست. شاعرانی همچو ابوالقاسم فردوسی و عمر خیام و سنائی غزنوی و نظامی گنجوی نیز حکیم خوانده شدهاند، ظاهرا به دلیل حکمتآمیز بودن اشعار ایشان، ولی اهمیتی که حکمت در شعر ناصر خسرو داشته است در شعر شاعران حکیم دیگر نداشته است. در واقع ناصر خسرو در میان همۀ این شاعرانِ حکیم، قبل از این که شاعر باشد حکیم بوده است. آثاری که او در حکمت دینی به نثر تالیف کرده است کافی است که او را در ردیف حکمای پارسی زبان قرار دهد. اما به استثنای عمر خیام، هیچ یک از شاعران حکیم دیگر به فلسفه یا حکمت اشتغال نداشته است. برجستگی حکمت در اشعار ناصر خسرو به حدی است که برخی از منتقدان از دادن لقب شاعر به وی ابا داشته و ترجیح دادهاند که او را «ناظم» و سراینده مسائل و مباحث حکمی بخوانند و نه شاعر.[1] [1] علت
نصرالله پورجوادی
در میان شعرای قدیم پارسیگو که به لقب « حکیم» ملقب بوده اند هیچ یک مانند حکیم ناصر خسرو قبادیانی سزاوار این لقب نیست. شاعرانی همچو ابوالقاسم فردوسی و عمر خیام و سنائی غزنوی و نظامی گنجوی نیز حکیم خوانده شدهاند، ظاهرا به دلیل حکمتآمیز بودن اشعار ایشان، ولی اهمیتی که حکمت در شعر ناصر خسرو داشته است در شعر شاعران حکیم دیگر نداشته است. در واقع ناصر خسرو در میان همۀ این شاعرانِ حکیم، قبل از این که شاعر باشد حکیم بوده است. آثاری که او در حکمت دینی به نثر تالیف کرده است کافی است که او را در ردیف حکمای پارسی زبان قرار دهد. اما به استثنای عمر خیام، هیچ یک از شاعران حکیم دیگر به فلسفه یا حکمت اشتغال نداشته است. برجستگی حکمت در اشعار ناصر خسرو به حدی است که برخی از منتقدان از دادن لقب شاعر به وی ابا داشته و ترجیح دادهاند که او را «ناظم» و سراینده مسائل و مباحث حکمی بخوانند و نه شاعر.[1] [1] علت