ثقهالاسلام در نامهای به میرزا صادق خان مستشارالدوله، یکی از نمایندگان آذربایجان در مجلس اول، مینویسد: «جنابعالی که بحمدالله از غالب دردها باخبر هستید، مانند سایرین نیستید، که به قول خود جنابعالی، مشروطه را در روی کاغذ دیدهاند و میدانید که امورات تدریجی است»[1]. در این نامه مستشارالدوله صادق درباره یکی از موانع فکری استقرار مشروطیت با ثقهالاسلام تبریزی ـ که یکی از فرهیختهترین و در زمره عقلای شهر تبریز و ایران بود که میشد درباره این موضوع با او رایزنی کرد ـ چاره اندیشی میکرده است. این نامه نشان میدهد که در همان هنگام هم در میان مشروطه خواهان عدهای بودند که «مشروطه را در روی کاغذ دیده» بودند و به مشروطه «فرضی و تقدیری» و «مشروطهای که نمیداند چیست» فکر میکردند و نمیتوانستند میان آنچه که روی کاغذ دیده و شنیده بودند و «اقتضای ملک و مملکت و مناسبت وضع و طبايع»[2] نسبتی برقرار و در
سید ناصر سلطانی
ثقهالاسلام در نامهای به میرزا صادق خان مستشارالدوله، یکی از نمایندگان آذربایجان در مجلس اول، مینویسد: «جنابعالی که بحمدالله از غالب دردها باخبر هستید، مانند سایرین نیستید، که به قول خود جنابعالی، مشروطه را در روی کاغذ دیدهاند و میدانید که امورات تدریجی است»[1]. در این نامه مستشارالدوله صادق درباره یکی از موانع فکری استقرار مشروطیت با ثقهالاسلام تبریزی ـ که یکی از فرهیختهترین و در زمره عقلای شهر تبریز و ایران بود که میشد درباره این موضوع با او رایزنی کرد ـ چاره اندیشی میکرده است. این نامه نشان میدهد که در همان هنگام هم در میان مشروطه خواهان عدهای بودند که «مشروطه را در روی کاغذ دیده» بودند و به مشروطه «فرضی و تقدیری» و «مشروطهای که نمیداند چیست» فکر میکردند و نمیتوانستند میان آنچه که روی کاغذ دیده و شنیده بودند و «اقتضای ملک و مملکت و مناسبت وضع و طبايع»[2] نسبتی برقرار و در