۱۷:۴۸
«مذاق مملکت» و معنای «مشروطه ايراني»

سید ناصر سلطانی

ثقه­الاسلام در نامه­ای به میرزا صادق خان مستشارالدوله، یکی از نمایندگان آذربایجان در مجلس اول، می­نویسد: «جنابعالی که بحمدالله از غالب دردها باخبر هستید، مانند سایرین نیستید، که به قول خود جنابعالی، مشروطه را در روی کاغذ دیده­اند و می­دانید که امورات تدریجی است»[1]. در این نامه مستشارالدوله صادق درباره یکی از موانع فکری استقرار مشروطیت با ثقه­الاسلام تبریزی ـ که یکی از فرهیخته­ترین و در زمره عقلای شهر تبریز و ایران بود که می­شد درباره این موضوع با او رایزنی کرد ـ چاره اندیشی می­کرده است. این نامه نشان می­دهد که در همان هنگام هم در میان مشروطه خواهان عده­ای بودند که «مشروطه را در روی کاغذ دیده» بودند و به مشروطه «فرضی و تقدیری» و «مشروطه­ای که نمی­داند چیست» فکر می­کردند و نمی­توانستند میان آنچه که روی کاغذ دیده و شنیده بودند و «اقتضای ملک و مملکت و مناسبت وضع و طبايع»[2] نسبتی برقرار و در

نظر کاربران