۱۷:۴۳
طباطبایی؛ نظریه پردازی درباره مسئله ایران

مصطفی نصیری

از نظر هگل فلسفه همواره در تاخیر است و به‌تبع آن فیلسوف فرزند زمان خویش است، نه توجیه­گر گذشته و نه پیش‌گوی آینده. فرق فیلسوفی که فرزند زمان خویش است، با صوفی که «ابن­الوقت» می‌باشد در این است که اولی در ذات زمان «تأمل» می‌کند، و دومی آن را به «غفلت» می‌گذراند. فیلسوف به‌دنبال یافتن پاسخی برای پرسش­های عصر خود، و در وهله اول پرسش­های قوم خویش، به‌تأمل فلسفی روی آورده است، اما صوفی در فرار از آن‌ها، لب بر لب جام بیهوشی نهاده است. اندیشیدن فیلسوف بدون قرار گرفتن در یک نظام همبستۀ اندیشگی، در یک زمان خاص و ذیل یک فرهنگ و تمدن خاص، که فرهنگ و تمدن قوم اوست، میسر نمی­شود. فیلسوف هرچند در چارچوب و محدوده زمانِ قوم خود می­اندیشد، اما می­کوشد از این موضع ــ قومی و محلی و محَدّد ــ به‌فراگیرترین افق‌های ممکن اندیشه‌ورزی نایل شود، یعنی اگرچه احکام او ناظر بر مشکل­شناسی و «پروبلماتیک» قوم خودش است، و

نظر کاربران