آراء و نظریاتی که دکتر جواد طباطبایی حول محور «مشکل ایران» در آثار خود تقریر کرده است، گستردهتر از آن است که بتوان در نوشتهای کوتاه ــ که بیشتر به پاس گرامیداشت چند دهه فلسفهورزی و تلاش بیوقفۀ اوست ــ حتّی به احصاء آن پرداخت. از شیوۀ بدیع تاریخنگاریای که او پایه گذاشته است و دورهبندی تاریخی ایران بر اساس آن و از جعل، استخراج و تنقیح مفاهیم برای تدوین نظامی جدید از اندیشۀ سیاسی که از طرفی از درون تاریخ اندیشه استنباط شده و از طرف دیگر به محک مواد تاریخ ایران خورده، تا تدوین نظریاتی همچون نظریۀ «زوال اندیشۀ سیاسی و انحطاط تاریخی ایران»، نظریۀ «شرایط امتناع علوم اجتماعی در تمدّن اسلامی» و طرح جدال قدیم و جدید و اتّخاذ موضع نظری نسبت به آن در «بساط کهنه و طرح نو» و تا رنسانسی که میتوان گفت او بهتنهایی، در مطالعات ایرانشهری و مشروطیت، بعد از گذشت چند دهه تکرار و غفلت از اندیشۀ ایرانشه
محمد ایمانی
آراء و نظریاتی که دکتر جواد طباطبایی حول محور «مشکل ایران» در آثار خود تقریر کرده است، گستردهتر از آن است که بتوان در نوشتهای کوتاه ــ که بیشتر به پاس گرامیداشت چند دهه فلسفهورزی و تلاش بیوقفۀ اوست ــ حتّی به احصاء آن پرداخت. از شیوۀ بدیع تاریخنگاریای که او پایه گذاشته است و دورهبندی تاریخی ایران بر اساس آن و از جعل، استخراج و تنقیح مفاهیم برای تدوین نظامی جدید از اندیشۀ سیاسی که از طرفی از درون تاریخ اندیشه استنباط شده و از طرف دیگر به محک مواد تاریخ ایران خورده، تا تدوین نظریاتی همچون نظریۀ «زوال اندیشۀ سیاسی و انحطاط تاریخی ایران»، نظریۀ «شرایط امتناع علوم اجتماعی در تمدّن اسلامی» و طرح جدال قدیم و جدید و اتّخاذ موضع نظری نسبت به آن در «بساط کهنه و طرح نو» و تا رنسانسی که میتوان گفت او بهتنهایی، در مطالعات ایرانشهری و مشروطیت، بعد از گذشت چند دهه تکرار و غفلت از اندیشۀ ایرانشه