هدف از نگارش مقاله حاضر دفاع از این تز است که میتوان با تاکید گذاردن بر نکتهای از دکتر جواد طباطبایی درباره آگاهی، مباحث ایشان را در جهت ارائه یک رویکرد زبانشناختی گسترش داد. این امر با طرح مساله زبان از زاویهای متفاوت و ریشهیابی آن در تفکرات ایدئالیستی آلمانی میسر خواهد شد. در این مقال موضوع محوری را بررسی رابطه زبان و خودآگاهی (آگاهی به خود) تشکیل میدهد. البته رویکرد مزبور تاویلی نیست. البته تاویلگرایی (هرمنوتیک) از شلایر ماخر تا هایدگر بیشترین تاثیر را بر ذهنیت روشنفکران متاخر ایرانی داشته است؛ در حالی که خط فکری مورد بحث ما صرفا دقیقهای از ایدهآلیسم آلمانی را تشکیل میدهد که از فیشته تا هگل امتداد یافته است. رویکرد زبانی مزبور که در تقابل با روانکاوی آگاهی/ زبان ظهور کرد، تاکنون کمتر مورد توجه اهل فکر بوده است. شگفتا، با آن که ایدهآلیسم آلمانی پدیدهای نسبتا شناخته شده در کشور
جهانگیر معینیعلمداری
هدف از نگارش مقاله حاضر دفاع از این تز است که میتوان با تاکید گذاردن بر نکتهای از دکتر جواد طباطبایی درباره آگاهی، مباحث ایشان را در جهت ارائه یک رویکرد زبانشناختی گسترش داد. این امر با طرح مساله زبان از زاویهای متفاوت و ریشهیابی آن در تفکرات ایدئالیستی آلمانی میسر خواهد شد. در این مقال موضوع محوری را بررسی رابطه زبان و خودآگاهی (آگاهی به خود) تشکیل میدهد. البته رویکرد مزبور تاویلی نیست. البته تاویلگرایی (هرمنوتیک) از شلایر ماخر تا هایدگر بیشترین تاثیر را بر ذهنیت روشنفکران متاخر ایرانی داشته است؛ در حالی که خط فکری مورد بحث ما صرفا دقیقهای از ایدهآلیسم آلمانی را تشکیل میدهد که از فیشته تا هگل امتداد یافته است. رویکرد زبانی مزبور که در تقابل با روانکاوی آگاهی/ زبان ظهور کرد، تاکنون کمتر مورد توجه اهل فکر بوده است. شگفتا، با آن که ایدهآلیسم آلمانی پدیدهای نسبتا شناخته شده در کشور