موضوع شناخت خداوند، سخن گفتن از او و ارتباط با او از دلمشغولىهاى اساسى آدمى است. در حقيقت اين سه نوع مواجهه انسان با خداوند، سه وجه يا به تعبير بهتر سه مرتبه از مواجهه واحدى است. صفت ذاتى انسان كه او را از ساير موجودات متمايز مىسازد، قوه ناطقه او يا همان لوگوس (Logos) است. جالب اينجاست كه واژه عربى«نطق» و واژه يونانى لوگوس هر دو را مىتوان هم به عقل ترجمه كرد و هم به كلام و گفتار. اما بايد توجه داشت كه اين هر دو واژه وقتى به كلام و گفتار ترجمه مىشوند، پيوندى ذاتى با لوگوس و نطق به معناى عقل دارند. به عبارت ديگر منظور از کلام در اينجا نه هر كلامى، بلكه كلامى است منبعث از گفتار و نطق باطن يا همان عقل. از اين روى سخن گفتن پرندهاى چون طوطى، از گونه نطق (لوگوس) نيست.
انشاالله رحمتی
موضوع شناخت خداوند، سخن گفتن از او و ارتباط با او از دلمشغولىهاى اساسى آدمى است. در حقيقت اين سه نوع مواجهه انسان با خداوند، سه وجه يا به تعبير بهتر سه مرتبه از مواجهه واحدى است. صفت ذاتى انسان كه او را از ساير موجودات متمايز مىسازد، قوه ناطقه او يا همان لوگوس (Logos) است. جالب اينجاست كه واژه عربى«نطق» و واژه يونانى لوگوس هر دو را مىتوان هم به عقل ترجمه كرد و هم به كلام و گفتار. اما بايد توجه داشت كه اين هر دو واژه وقتى به كلام و گفتار ترجمه مىشوند، پيوندى ذاتى با لوگوس و نطق به معناى عقل دارند. به عبارت ديگر منظور از کلام در اينجا نه هر كلامى، بلكه كلامى است منبعث از گفتار و نطق باطن يا همان عقل. از اين روى سخن گفتن پرندهاى چون طوطى، از گونه نطق (لوگوس) نيست.