تبریز؛ دارالسلطنه ناکام قاجاریه، در سال 1324 شهر سرد مزاجی بود که میراث شوروی پیروز و مغرور شده بود. وقتی جنگ جهانی دوم به پایان رسید، درست در شبی که تبریز به اشغال ارتش سرخ درآمد کودکی در محله «یوسف خان» تبریز و در خانواده ای اهل مدارا به دنیا آمد - که مردان آن به رغم این که اهل بازار بودند اما اهل ادب نیز بودند. کم کم که کودک قد می کشید و موسم مدرسه اش نزدیک می شد، اهل خانه متوجه توانایی های ذهنی و اشتیاق او در یادگیری مطالب می شدند. مدرسه برای آن کودک چیزی نداشت که دانش طلبی اش را اقناع سازد. به همین سبب هم بود که همیشه نه تنها شاگرد نخستین دبستان بانوان -که دبستانی مختلط از پسران و دختران بود- می شد، که از همه هم شاگردی ها و هم مدرسه ای هایش متفاوت تر بود.
حامد زارع
تبریز؛ دارالسلطنه ناکام قاجاریه، در سال 1324 شهر سرد مزاجی بود که میراث شوروی پیروز و مغرور شده بود. وقتی جنگ جهانی دوم به پایان رسید، درست در شبی که تبریز به اشغال ارتش سرخ درآمد کودکی در محله «یوسف خان» تبریز و در خانواده ای اهل مدارا به دنیا آمد - که مردان آن به رغم این که اهل بازار بودند اما اهل ادب نیز بودند. کم کم که کودک قد می کشید و موسم مدرسه اش نزدیک می شد، اهل خانه متوجه توانایی های ذهنی و اشتیاق او در یادگیری مطالب می شدند. مدرسه برای آن کودک چیزی نداشت که دانش طلبی اش را اقناع سازد. به همین سبب هم بود که همیشه نه تنها شاگرد نخستین دبستان بانوان -که دبستانی مختلط از پسران و دختران بود- می شد، که از همه هم شاگردی ها و هم مدرسه ای هایش متفاوت تر بود.