این مقاله با بررسی موجز پژوهشهای افرادی چون لاتور، پوپر، و کوهن در باب روش علم به اهمیت این رویکردها و کمبودهای آنها آغاز میشود، سپس نظریه مایکل استرونز در باب سرشت نابخردانه علم میپردازد. بر اساس نظریه استرونز، علم همانند یک بازی است و پیروی از قواعد این بازی به پیشرفت علم در طی تاریخ انجامیده است و همین سرشت نابخردانه قواعد این بازی، ظهور آن را تا عصر نیوتون به تأخیر انداخت. افزون بر این، نظریه استرونز به خوبی رابطه میان باورهای شخصی علمورز و تولید گزارههای عینی علمی را تبیین میکند.
دکتر عطا کالیراد
این مقاله با بررسی موجز پژوهشهای افرادی چون لاتور، پوپر، و کوهن در باب روش علم به اهمیت این رویکردها و کمبودهای آنها آغاز میشود، سپس نظریه مایکل استرونز در باب سرشت نابخردانه علم میپردازد. بر اساس نظریه استرونز، علم همانند یک بازی است و پیروی از قواعد این بازی به پیشرفت علم در طی تاریخ انجامیده است و همین سرشت نابخردانه قواعد این بازی، ظهور آن را تا عصر نیوتون به تأخیر انداخت. افزون بر این، نظریه استرونز به خوبی رابطه میان باورهای شخصی علمورز و تولید گزارههای عینی علمی را تبیین میکند.