در این مقاله، ضمن بررسی جایگاه نحلۀ فکری اقتصاد فضا در طبقهبندی نظریههای توسعۀ اقتصادی، وجوه اشتراک و افتراق آن با اقتصاد متعارف برجسته میشود. پس از آن، مفهوم اقتصاد فضا و منشأ ظهور آن، چالشهای مبانی دو نحلۀ فکری بین اقتصاد فضا و اقتصاد متعارف مورد واکاوی قرار میگیرد. این چالشها نه فقط منجر به سیاستهای جدید توسعۀ منطقهای در قرن بیستویکم در جهان شده، بلکه همچنین به بروز چالشهای جدیدی دامن زده است. از یک طرف، گزارش سالانۀ سال ۲۰۰۹ بانک جهانی که نخستینبار موضوع تغییر شکل جغرافیایی را در قالب نحلۀ فکری عدم مکان محوری یا مکان خنثی، اساس سیاستهای توسعۀ منطقهای معرفی میکند و در مقابل آن، اتحادیۀ اروپا نحلۀ فکری مکان محوری و یا مکان مقید را مبنای تحلیل سیاستهای منطقهای خود قرار میدهد. در راستای این دو نحلۀ فکری متضاد و با توجه به حدود پنج دهه تجربۀ سیاستهای منطقهای در ایران،...
علی اصغر بانوئی2 ، پریسا مهاجری ، پگاه خالقی ، سید محمد امین حسینی
در این مقاله، ضمن بررسی جایگاه نحلۀ فکری اقتصاد فضا در طبقهبندی نظریههای توسعۀ اقتصادی، وجوه اشتراک و افتراق آن با اقتصاد متعارف برجسته میشود. پس از آن، مفهوم اقتصاد فضا و منشأ ظهور آن، چالشهای مبانی دو نحلۀ فکری بین اقتصاد فضا و اقتصاد متعارف مورد واکاوی قرار میگیرد. این چالشها نه فقط منجر به سیاستهای جدید توسعۀ منطقهای در قرن بیستویکم در جهان شده، بلکه همچنین به بروز چالشهای جدیدی دامن زده است. از یک طرف، گزارش سالانۀ سال ۲۰۰۹ بانک جهانی که نخستینبار موضوع تغییر شکل جغرافیایی را در قالب نحلۀ فکری عدم مکان محوری یا مکان خنثی، اساس سیاستهای توسعۀ منطقهای معرفی میکند و در مقابل آن، اتحادیۀ اروپا نحلۀ فکری مکان محوری و یا مکان مقید را مبنای تحلیل سیاستهای منطقهای خود قرار میدهد. در راستای این دو نحلۀ فکری متضاد و با توجه به حدود پنج دهه تجربۀ سیاستهای منطقهای در ایران،...