هراکلیتوس، فیلسوف قرون پنجم و ششم پیش از میلاد، از قدیمی ترین فلاسفه مابعدالطبیعه است. وی آتش را اصل و مبدا و مظهر کامل تبدّل و بی قراری می دانست. وی به وجود پابرجا یا ایستا قائل نبود و عالم را به رودی تشبیه می کرد که همواره روان است. یک لحظه مانند لحظه دیگر نیست. ثبات و بقا را منکر بود و می گفت هرچه را نگاه کنید به اعتباری هست و به اعتباری نیست. "می باشد" معنی ندارد باید گفت "می شود" و "شدن" نتیجه کشمکش اضداد است و همین کشمکش است که همواره اجزاء عالم را باهم سازش و توافق می دهد. اضداد برای یکدیگر لازم اند ولی باید در حال اعتدال و تناسب بمانند و همینکه یکی از آن ها از حد اعتدال خارج شد، عدل عالم او را به مقام و مرتبه خود برمی گرداند. زندگی یکی مرگ دیگری است و عدم این، مایه وجود آنست و مرگ و زندگی و هستی و نیستی در واقع یکی است. یکی از فرایندهای حیاتی که دوام و بقای حیات را تضمین می کند،.
حسن ابراهیم زاده
هراکلیتوس، فیلسوف قرون پنجم و ششم پیش از میلاد، از قدیمی ترین فلاسفه مابعدالطبیعه است. وی آتش را اصل و مبدا و مظهر کامل تبدّل و بی قراری می دانست. وی به وجود پابرجا یا ایستا قائل نبود و عالم را به رودی تشبیه می کرد که همواره روان است. یک لحظه مانند لحظه دیگر نیست. ثبات و بقا را منکر بود و می گفت هرچه را نگاه کنید به اعتباری هست و به اعتباری نیست. "می باشد" معنی ندارد باید گفت "می شود" و "شدن" نتیجه کشمکش اضداد است و همین کشمکش است که همواره اجزاء عالم را باهم سازش و توافق می دهد. اضداد برای یکدیگر لازم اند ولی باید در حال اعتدال و تناسب بمانند و همینکه یکی از آن ها از حد اعتدال خارج شد، عدل عالم او را به مقام و مرتبه خود برمی گرداند. زندگی یکی مرگ دیگری است و عدم این، مایه وجود آنست و مرگ و زندگی و هستی و نیستی در واقع یکی است. یکی از فرایندهای حیاتی که دوام و بقای حیات را تضمین می کند،.