به نظر میرسد «سنتگرایی» را باید در مواجهه محققان مکتب «شرقشناسی» با نمایندگان فکری عرصه «دیانت اسلامی» توضیح داد. با این تمایز واضح که اگر شرقشناسی یک رویکرد با مختصات روششناسانه مشخص است، سنتگرایی بیش از آنکه در تأسیس یک رویکرد و تبیین مختصات آن توفیق داشته باشد، توانسته خود را به عنوان یک جریان با رفتارهای عینی و مبین معرفی کند. «شرقشناسان» به عنوان غربیهایی که علاقهمند به مطالعة تاریخی «اسلام» و شاخصههای «مسلمانان» هستند، همواره به دلیل نگرش تاریخگرایانهای که در پژوهش خویش دارند، از سوی جوامع اسلامی مورد سوءظن و حتی اتهام قرار دارند. از سوی دیگر نمایندگان برخاسته از جوامع اسلامی که سعی در تحقیق و پژوهش در باب اسلام دارند، توان عبور از برخی دگمها و جزمگراییها را نداشته و ندارند. در این وضعیت دوگانه که مسلمانان با تکیه بر پایههای جزماندیشانه، نتایج غیرقابل قبول و گاه ....
حامد زارع
به نظر میرسد «سنتگرایی» را باید در مواجهه محققان مکتب «شرقشناسی» با نمایندگان فکری عرصه «دیانت اسلامی» توضیح داد. با این تمایز واضح که اگر شرقشناسی یک رویکرد با مختصات روششناسانه مشخص است، سنتگرایی بیش از آنکه در تأسیس یک رویکرد و تبیین مختصات آن توفیق داشته باشد، توانسته خود را به عنوان یک جریان با رفتارهای عینی و مبین معرفی کند. «شرقشناسان» به عنوان غربیهایی که علاقهمند به مطالعة تاریخی «اسلام» و شاخصههای «مسلمانان» هستند، همواره به دلیل نگرش تاریخگرایانهای که در پژوهش خویش دارند، از سوی جوامع اسلامی مورد سوءظن و حتی اتهام قرار دارند. از سوی دیگر نمایندگان برخاسته از جوامع اسلامی که سعی در تحقیق و پژوهش در باب اسلام دارند، توان عبور از برخی دگمها و جزمگراییها را نداشته و ندارند. در این وضعیت دوگانه که مسلمانان با تکیه بر پایههای جزماندیشانه، نتایج غیرقابل قبول و گاه ....