در حال حاضر آموزش ریاضی در مدارس و دانشگاهها با یکسری از مشکلات مواجه است. علاقه به دروس ریاضی در مقاطع مختلف تحصیلی در حال کاهش است و یک نوع ترس و گریز از این درس وجود دارد. ریاضیات به طور بالقوه میتواند مبنای لذت باشد و آموزش مناسب ریاضیات میتواند ساعاتی نشاطآمیز برای یادگیرندگان به ارمغان آورد. اما به طور بالفعل کلاس ریاضیات جزء ساعات خوش محسوب نمیشود و عمدتاً در نظام آموزشی و تحصیلی ما این رشته با استقبال زیاد مواجه نمیشود. بسیاری از صاحبنظران، آشنایی با دانش ریاضی را یکی از پایههای مهم اندیشهورزی و تفکر محسوب میکنند. اگر علوم ریاضی بخواهد از یکسو مورد استقبال وتوجه یادگیرندگان قرار گیرد و از سوی دیگر به عنوان مبنای تفکر قرار بگیرد باید دارای چه ویژگیهایی باشد؟ در این مقاله تلاش میشود تا چارچوبی مفهومی برای درک دانش ریاضی به عنوان مبنای تفکر مطرح گردد. این چارچوب مفهو
محمد امین قانعی راد
در حال حاضر آموزش ریاضی در مدارس و دانشگاهها با یکسری از مشکلات مواجه است. علاقه به دروس ریاضی در مقاطع مختلف تحصیلی در حال کاهش است و یک نوع ترس و گریز از این درس وجود دارد. ریاضیات به طور بالقوه میتواند مبنای لذت باشد و آموزش مناسب ریاضیات میتواند ساعاتی نشاطآمیز برای یادگیرندگان به ارمغان آورد. اما به طور بالفعل کلاس ریاضیات جزء ساعات خوش محسوب نمیشود و عمدتاً در نظام آموزشی و تحصیلی ما این رشته با استقبال زیاد مواجه نمیشود. بسیاری از صاحبنظران، آشنایی با دانش ریاضی را یکی از پایههای مهم اندیشهورزی و تفکر محسوب میکنند. اگر علوم ریاضی بخواهد از یکسو مورد استقبال وتوجه یادگیرندگان قرار گیرد و از سوی دیگر به عنوان مبنای تفکر قرار بگیرد باید دارای چه ویژگیهایی باشد؟ در این مقاله تلاش میشود تا چارچوبی مفهومی برای درک دانش ریاضی به عنوان مبنای تفکر مطرح گردد. این چارچوب مفهو